غزل شمارهٔ 120
Poet: Jami
Toggle stanza 1صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدند
صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدند
بوسه بر یاد لبت بر لب پیمانه زدند
زاهدان سبحه به کف عازم آن بزم شدند
رقم نقل چو بر سبحه صد دانه زدند
صوفیان را دهن از ورد سحر بربستند
بس که بر صومعه ها نعره مستانه زدند
بود مرغان اولی اجنحه را روی به عشق
لیکن آن شعله به بال و پر پروانه زدند
گر به شاهان نرسد نقد محبت چه عجب
علم دولت این گنج به ویرانه زدند
آشنا را کف راحت که نهادند به دل
دست رد بود که بر سینه بیگانه زدند
شرح احوال پریشانی ما ریخت فرو
چون سر زلف پریشان تو را شانه زدند
ساغر داد بر ارباب خرد پیمودند
سنگ بیداد به جام من دیوانه زدند
جامیا گوش فروبند ز افسانه دهر
که همه خواب درین عشوه ده افسانه زدند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 184
سالکانی که قدم در ره جانانه زدند
پشت پا بر فلک از همت مردانه زدند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3504
نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
این چه اکسیر بهارست بر این دانه زدند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3505
Sources
Persian text source: Ganjoor

