بخش 6
Poet: Jami
از عبدالله بن جعفر - رضی الله عنه - آورده اند که روزی عزیمت سفری کرده بود، در نخلستان قومی فرود آمد که غلامی سیاه نگاهبان آن بود، دید که سه قرص نان به جهت قوت وی آوردند سگی آنجا حاضر شد.
آن غلام یک قرص را پیش وی انداخت، بخورد پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد و پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد عبدالله رضی الله عنه از وی پرسید که هر روز قوت تو چیست؟ گفت: آنچه دیدی.
فرمود: چرا وی را بر نفس خود ایثار نکردی؟ گفت: وی در این زمین غریب است، چنین گمان می برم که از مسافت دور آمده است و گرسنه است، نخواستم که وی را گرسنه گذارم پس گفت: امروز چه خواهی خورد؟ گفت: روزه خواهم داشت.
عبدالله با خود گفت: همه خلق مرا در سخاوت ملامت می کنند و این غلام از من سخی تر است آن غلام را و نخلستان را و هر چه در آنجا بود همه را بخرید پس غلام را آزاد کرد و آنها را به او بخشید.
نفس سگ را به یک دو لقمه نان
بر سگ نفس هر که کرد ایثار
گر بود بنده فی المثل شاید
خواجگان را به بندگیش اقرار
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چیست هستی به آنهمه آزار؟
گل چشمی و ناز صد مژه خار
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1666
خاک ما نامهها به جانب یار
مینویسد ولی به خط غبار
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1667
در هوسگاه عالم بیکار
اگرت ناخنیست، سر میخار
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1668
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من
دور ماند از سرای خویش و تبار
نسری ساخت بر سر کهسار
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 8
مطربِ عاشقان بجنبان تار
بزن آتش به مؤمن و کفار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1156
گر تو خواهی وطن پر از دلدار
خانه را رو تهی کن از اغیار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1157
رحم بر یار کی کند هم یار
آه بیمار کی شنود بیمار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1158
عار بادا جهانیان را عار
از دو سه ماده ابله طرار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1163
خلق را زیر گنبد دوار
چشمها کور و دیدنی بسیار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1164
Sources
Persian text source: Ganjoor

