بخش 22 - سؤال دیگر از جانب پسر و جواب عارف
Toggle stanza 1پس پسر گفت ایهاالعارف
11
پس پسر گفت ایهاالعارف
از مقامات عاشقی واقف
22
چون به من میل باطن تو نماند
پیش من ظاهر تو را چه نشاند
33
چون ز من دور می توانی زیست
نزد من هر دم آمدن پی چیست
44
گفت عارف که ای جوان سلیم
نیست دستور میهمان کریم
55
که ز خوردن چو دل بپردازد
میزبان را زدل بیندازد
66
بدرد سفره بشکند خوان را
بر زمین افکند نمکدان را
77
یا چو از نقل و باده گیرد کام
افکند سنگ بر طبق یا جام
88
بلکه تعظیم آنچه واسطه است
در وصول مراد رابطه است
99
هست در کیش حق شناسان فرض
بلکه در ذمه کریمان قرض
Sources
Persian text source: Ganjoor

