بخش 60 - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ

Toggle stanza 1
بعد شش سال معتمر یا هفت
1

بعد شش سال معتمر یا هفت

به سر روضه نبی می رفت

2

راه عمدا بر آن دیار افکند

بر سر قبرشان گذار افکند

3

دید بر خاک آن دو اندهمند

سر کشیده یکی درخت بلند

4

چون به عبرت نگاه کرد در آن

دید خطهای سرخ و زرد بر آن

5

بود زردی ز رویشان اثری

سرخی از چشم خونفشان خبری

6

با کسی گفت ازان زمین به شگفت

چه درخت است این به حیرت گفت

7

که درختیست این سرشته عشق

رسته از تربت دو کشته عشق

8

بلکه بر خاک آن دو تن علمیست

بر وی از شرح حالشان رقمیست

9

زاهل دل هر که آن رقم خواند

حال آن کشتگان غم داند

10

جانشان غرق فیض رحمت باد

کس چو ایشان ازین جهان مرواد

Sources

Persian text source: Ganjoor