بخش 72 - حکایت بر سبیل تمثیل
Toggle stanza 1زنگی روی چون در دوزخ
11
زنگی روی چون در دوزخ
بینیی همچو موری مطبخ
22
ننمودی به پیش رویش زشت
لاف کافوری ار زدی انگشت
33
چشم ها گرد و چشمخانه مغاک
گردکان در کوی فتاده ز خاک
44
دو لبش طبع کوب و دل رنجان
همچو بر روی هم دو بادنجان
55
دهنش در خیال فرزانه
فرجه ای ز کدوی پر دانه
66
دید آیینه ای به ره برداشت
بر تماشای خویش دیده گماشت
77
هر چه از عیب خود معاینه دید
همه را از صفات آینه دید
88
گفت اگر روی بودیت چو من
صد کرامت فزودیت چو من
99
خواری تو ز بد سرشتی توست
بر ره افکندنت ز زشتی توست
1010
اگرش چشم تیزبین بودی
گفت و گویش نه اینچنین بودی
1111
عیبها را همه ز خود دیدی
طعن آیینه کم پسندیدی
1212
مرد دانا به هر چه در نگرد
عیب بگذارد و هنر نگرد
1313
هست در عیبها هنر بینی
از میان صدف گهر چینی
1414
بر هنر هر که عیب بگزیند
از میان گهر صدف چیند
Sources
Persian text source: Ganjoor

