بخش 151 - قال الله تعالی یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله
Toggle stanza 1حسرت از جان او برآرد دود
11
حسرت از جان او برآرد دود
وان زمان حسرتش ندارد سود
22
بس که ریزد ز دیده اشک ندم
غرق گردد ز فرق تا به قدم
33
و آب چشمش شود در آن شیون
آتشش را به خاصیت روغن
44
کاش این گریه پیش ازین کردی
غم این کار پیش ازین خوردی
55
دادی از جویبار دیده نمی
شستی از نامه سیه رقمی
66
نم چه سود این زمان که کشت امل
خشک گشت از تف سموم اجل
77
گریه روزی که بود فایده مند
از جهالت به خنده شد خرسند
88
چون زمان نشاط و خنده رسید
آبش از چشم و خون ز دل بچکید
99
حق چو فلیضحکوا قلیلا گفت
او ز بس خنده همچو غنچه شکفت
1010
جوی چشمش شد ترشح جو
هرگز از چشمه سار فلیبکوا
1111
لاجرم روز ضحک و استبشار
خون فشاند ز دیده خونبار
1212
همه ضاحک ز عیش و مستبشر
او ز رنج و عنا عبوس و کدر
Sources
Persian text source: Ganjoor

