بخش 9 - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما
Toggle stanza 1داد ذوالنون به بایزید پیام
11
داد ذوالنون به بایزید پیام
کای گرفته به خواب خوش آرام
22
سر برآور که وقت بیگه گشت
پای در نه که کاروان بگذشت
33
بایزیدش جواب داد که مرد
آن بود در سرای صلح و نبرد
44
که رود شب به خواب از همه پیش
بامدادان رسد به منزل خویش
55
سر به بالین نهد به فرقت یار
صبحدم پیش او شود بیدار
66
لیک در مجمع طلبکاران
باشد این خواب خواب بیداران
77
هر که عمری ز خواب دیده نبست
ندهد این خواب یکدم او را دست
Sources
Persian text source: Ganjoor

