بخش 31 - حکایت آنچه رسول صلی الله علیه و سلم در حق آن زن بخیل گفته است

Toggle stanza 1
شد به پیش رسول بیوه زنی
1

شد به پیش رسول بیوه زنی

از نهال قبول میوه کنی

2

وصف او کرد با رسول کسی

زد ز اعمال خیر او نفسی

3

که همه روز روزه می دارد

همه شب جز نماز نگذارد

4

لیکن از جود دست او بسته ست

رگ جانش به بخل پیوسته ست

5

گفت ختم رسل که دامن و جیب

کاشش آلوده بودی از همه عیب

6

وز بخیلی نبودیش بسته

دست از بذل مال پیوسته

7

هر کجا بخل فخر پی سپر است

هر کجا جود عیبها هنر است

Sources

Persian text source: Ganjoor