شمارهٔ 23
Poet: Hafez
Toggle stanza 1ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
11
ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
که ماه اَمن و اَمان است و سال صلح و صلاح
22
نزاع بر سر دنیای دون گدا نکند
به پادشه بِنه ای نور دیده کوی فلاح
33
عزیز دار زمانِ وصال را، کـآن دَم
مقابلِ شبِقدر است و روزِ اِستِفتاح
44
بیار باده که روزش به خیر خواهد بود
هر آن که جام صبوحی نهد چراغ صباح
55
کدام طاعتِ شایسته آید از من مست
که بانگِ شام ندانم ز فالق الاصباح
66
دلا تو غافلی از کار خویش و میترسم
که کس درت نگشاید چو گم کنی مفتاح
77
به بوی وصل چو حافظ شبی به روز آور
که بشکفد گل بختت ز جانبِ فتّاح
88
زمان شاه شجاع است و دور حکمت و شرع
به راحت دل و جان کوش در صباح و رواح
Zameen

