غزل شمارهٔ 303
Poet: Hafez
Toggle stanza 1شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جواب نامه یعقوب سلطان
تبارک الله ازین طایر همایون فال
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 14
منم چو گوی به میدان فسحت مه و سال
به صولجان قضا منقلب ز حال به حال
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 3
کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 80
چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال
خطاب لطف چو شکر به جان رسد که تعال
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1353
تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال
هزار عاشق اگر مرد خون مات حلال
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1354
دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
برآ به چرخ حقایق دگر مگو ز خیال
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1355
تعال یا مدد العیش و السرور تعال
تعال یا فرج الهم فاتح الاقفال
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1369
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 347
چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند
میان عالم و جاهل تألفست محال
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 159
کَسان که تلخیِ حاجت نیازمودَستَند
تُرُش کنند و بِتابند روی از اهلِ سؤال
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 161

