غزل شمارهٔ 305
Toggle stanza 1بر دست و پای بند گرانی نهاده ای
11
بر دست و پای بند گرانی نهاده ای
نازم به بندگی که نشانی نهاده ای
22
ایمن نیم ز مرگ اگر رسته ام ز بند
دلدوز ناوکی به کمانی نهاده ای
33
گوهر ز بحر خیزد و معنی ز فکر ژرف
بر ما خراج طبع روانی نهاده ای
44
تا در امید عمر به پندار بگذرد
از لطف در حیات نشانی نهاده ای
55
تا خسته بلا نبود بی گریزگاه
در مرگ احتمال امانی نهاده ای
66
رازست، گر دلی به جفایی شکسته ای
دارست، گر سری به سنانی نهاده ای
77
دوزخ به داغ سینه گدازی نهفته ای
قلزم به چشم اشک فشانی نهاده ای
88
بر هر دلی فسون نشاطی دمیده ای
بر هر تنی سپاس روانی نهاده ای
99
هر دیده را دری به خیالی گشوده ای
هر فرقه را دلی به گمانی نهاده ای
1010
غالب ز غصه مرد همانا خبر نداشت
کاندر خرابه گنج نهانی نهاده ای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

