غزل شمارهٔ 85
Toggle stanza 1هر ذره محو جلوه حسن یگانهایست
11
هر ذره محو جلوه حسن یگانهایست
گویی طلسم شش جهت آینهخانهایست
22
حیرت به دهر بی سر و پا میبرد مرا
چون گوهر از وجود خودم آب و دانهایست
33
ناچار با تغافل صیاد ساختم
پنداشتم که حلقه دام آشیانهایست
44
پابسته نورد خیالی، چو وارسی
هر عالمی ز عالم دیگر فسانهایست
55
خود داریم به فصل بهاران عنان گسیخت
گلگون شوق را رگ گل تازیانهایست
66
هر سنگ عین ثابته آبگینهای
هر برگ تاک قفل در شیرهخانهایست
77
هر ذره در طریق وفای تو منزلی
هر قطره از محیط خیالت کرانهایست
88
در پردهای تو چند کشم ناز عالمی
داغم ز روزگار و فراقت بهانهایست
99
وحشت چو شاهدان به نظر جلوه میکند
گرد ره و هوا سر زلفی و شانهایست
1010
غالب دگر ز منشأ آوارگی مپرس
گفتم که جبهه را هوس آستانهایست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

