غزل شمارهٔ 36
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1آشنایانه کشد خار رهت دامن ما
11
آشنایانه کشد خار رهت دامن ما
گویی این بود ازین پیش به پیراهن ما
22
بی تو چون باده که در شیشه هم از شیشه جداست
نبود آمیزش جان در تن ما با تن ما
33
سایه و چشمه به صحرا دم عیسی دارد
اگر اندیشه منزل نشود رهزن ما
44
تا رود شکوه تیغ ستم آسان از دل
بخیه بر زخم پریشان فتد از سوزن ما
55
دوست با کینه ما مهر نهان می ورزد
خود ز رشک ست اگر دل برد از دشمن ما
66
می پرد مور مگر جان به سلامت ببرد
تا چه برقست که شد نامزد خرمن ما
77
دعوی عشق ز ما کیست که باور نکند
می جهد خون دل ما ز رگ گردن ما
88
سخن ما ز لطافت نپذیرد تحریر
نشود گرد نمایان ز رم توسن ما
99
طوطیان را نبود هرزه جگرگون منقار
خورده خون جگر از رشک سخن گفتن ما
1010
ما نبودیم بدین مرتبه راضی غالب
شعر خود خواهش آن کرد که گردد فن ما
Sources
Persian text source: Ganjoor

