Toggle stanza 1
هم وعده و هم منع ز بخشش چه حسابست
1

هم وعده و هم منع ز بخشش چه حسابست

جان نیست، مکرر نتوان داد، شرابست

2

در مژده ز جوی عسل و کاخ زمرد

چیزی که به دلبستگی ارزد می نابست

3

لهراسپ کجا رفتی و پرویز کجایی

آتشکده ویرانه و میخانه خرابست

4

از جلوه به هنگامه شکیبا نتوان شد

لب تشنه دیدار ترا خلد سرابست

5

با این همه دشوار پسندی چه کند کس

تا پرده برانداخته در بند حجابست

6

دوشینه به مستی که مکیده ست لبش را

کامروز به پیمانه می در شکرآبست؟

7

آن قلزم داغیم که بر ما ز جهنم

چندان که فتد صاعقه باران در آبست

8

سرگرمی هنگامه طامات ندارم

فیضی که من از دل طلبم بوی کبابست

9

همچشمی آیینه فگند از نظر ما

ما را که ز بیداری دل دیده به خوابست

10

تا غالب مسکین چه تمتع برد از تو

برداشته ای آنچه خود از چهره نقاب است

Sources

Persian text source: Ganjoor