غزل شمارهٔ 49
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
11
سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
جهان جهان گل نظاره چیدنست مخسپ
22
مشام را به شمیم گلی نوازش کن
نسیم غالیه سا در وزیدنست مخسپ
33
ز خویش حسن طلب بین و در صبوحی کوش
می شبانه ز لب در چکیدنست مخسپ
44
ستاره سحری مژدهسنج دیداریست
ببین که چشم فلک در پریدنست مخسپ
55
تو محو خواب و سحر در تأسف از انجم
به پشت دست به دندان گزیدنست مخسپ
66
نفس ز ناله به سنبل درودنست بخیز
ز خون دل مژه در لاله چیدنست مخسپ
77
نشاط گوش بر آواز قلقلست بیا
پیاله چشم به راه کشیدنست مخسپ
88
نشان زندگی دل دویدنست مایست
جلای آینه چشم دیدنست مخسپ
99
ز دیده سود حریفان گشودنست مبند
ز دل مراد عزیزان تپیدنست مخسپ
1010
به ذکر مرگ شبی زنده داشتن ذوقیست
گرت فسانه غالب شنیدنست مخسپ
Sources
Persian text source: Ganjoor

