Toggle stanza 1
ز من گرت نبود باور انتظار، بیا
1

ز من گرت نبود باور انتظار، بیا

بهانه‌جوی مباش و ستیزه‌کار، بیا

2

به یک دو شیوه ستم، دل نمی‌شود خرسند

به مرگ من که به سامان روزگار بیا

3

بهانه‌جوست در الزام مدعی شوقت

یکی به رغم دل ناامیدوار بیا

4

هلاکِ شیوه‌ی تمکین، مخواه مستان را

عنان گسسته‌تر از باد نوبهار بیا

5

ز ما گسستی و با دیگران گرو بستی

بیا، که عهدِ وفا نیست استوار، بیا

6

وداع و وصل جداگانه لذتی دارد

هزار بار برو، صدهزار بار بیا

7

تو طفلِ ساده‌دل و هم‌نشین بدآموزست

جنازه گر نتوان دید بر مزار بیا

8

فریب‌خورده‌ی نازم چه‌ها نمی‌خواهم؟

یکی به پرسشِ جانِ امیدوار بیا

9

ز خویِ توست نهادِ شکیب نازک‌تر

بیا که دست و دلم می‌رود ز کار، بیا

10

رواجِ صومعه هستی‌ست زینهار مرو

متاعِ می‌کده مستی‌ست هوشیار، بیا

11

حصار عافیتی گر هوس کنی غالب

چو ما به حلقه‌ی رندانِ خاکسار بیا

Sources

Persian text source: Ganjoor