Toggle stanza 1
تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را
1

تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را

از بخیه خنده بر دم تیغ ست چاره را

2

با اضطراب دل ز هر اندیشه فارغم

آسایشی ست جنبش این گاهواره را

3

چون شعله هم ز روی تو پیداست خوی تو

تا کی به تاب باده فریبی نظاره را

4

سرگرم مهر شد دل چرخ ستیزه خو

چندان که داغ کرده جبین ستاره را

5

دانی که ریگ باده غم روان چراست؟

اینجا گسسته اند عنان شماره را

6

گیتی ز گریه ام ته و بالاست بعد ازین

جویند در میانه دریا کناره را

7

ای لذت جفای تو در خاک بعد مرگ

با جان سرشته حسرت عمر دوباره را

8

جوهر دمید ز آینه دلخسته تا کجا

دزدد به خود ز بیم نگاهت اشاره را؟

9

خونم ستاده بود به درد فسردگی

دل داد پایمردی تیغت گدازه را

10

شمع از فروغ چهره ساقی در انجمن

چون گل به سرزده ست ز مستی نظاره را

11

بنگر نخست تا ستم از جانب که بود

با شیشه داوری پی داد است خاره را

12

داغم ز بخت گر همه اوج اثر گرفت

آه از سپهر ریخت به فرقم اشاره را

13

غالب مرا ز گریه نوید شهادتی ست

کاین سبحه رنگ داد به خون استخاره را

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 21 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood