غزل شمارهٔ 124
Toggle stanza 1تنگست دلم حوصله راز ندارد
11
تنگست دلم حوصله راز ندارد
آه از نی تیر تو که آواز ندارد
22
هر چند عدو در غم عشق تو به سازست
دانی که چو ما طالع ناساز ندارد
33
دیگر من و اندوه نگاهی که تلف شد
گفتی که عدو حوصله آز ندارد
44
در حسن به یک گونه ادا دل نتوان بست
لعلت مزه دارد اگر اعجاز ندارد
55
گستاخ زند غیر سخن با تو و شادم
مسکین سخنی از تو در آغاز ندارد
66
تمکین برهمن دلم از کفر بگرداند
بتخانه بتی خانه برانداز ندارد
77
ما ذره و او مهر همان جلوه همان دید
آیینه ما حاجت پرداز ندارد
88
هر دلشده از دوست درانداز سپاسی ست
مانا که نگاه غلط انداز ندارد
99
بی حیله ز خوبان نتوان چشم ستم داشت
رحم ست بر آن خسته که غماز ندارد
1010
در عربده چشمک زند و لب گزد از ناز
تا بوسه لبم را ز طلب باز ندارد
1111
با خویش به هر شیوه جداگانه دچارست
پروای حریفان نظرباز ندارد
1212
کیفیت عرفی طلب از طینت غالب
جام دگران باده شیراز ندارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

