غزل شمارهٔ 180
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1چاک از جیبم به دامان میرود
11
چاک از جیبم به دامان میرود
تا چه بر چاک از گریبان میرود
22
جوهر طبعم درخشانست لیک
روزم اندر ابر پنهان میرود
33
گر بود مشکل مرنج ای دل که کار
چون رود از دست آسان میرود
44
جز سخن کفری و ایمانی کجاست؟
خود سخن در کفر و ایمان میرود
55
هر شمیمی را مشامی درخور است
بوی پیراهن به کنعان میرود
66
آید و از ذوق نشناسم که کیست
تا رود پنداشتی جان میرود
77
میبرد اما نه یک جا میبرد
میرود اما پریشان میرود
88
هرکه بیند در رهش گوید همی
قبلهٔ آتشپرستان میرود
99
اول ماه است و از شرم تو ماه
آخر شب از شبستان میرود
1010
بگذر از دشمن دلش سخت است سخت
آبروی تیر و پیکان میرود
1111
کیست تا گوید بدان ایواننشین
آنچه بر غالب ز دربان میرود؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

