Toggle stanza 1
چاک از جیبم به دامان می‌رود
1

چاک از جیبم به دامان می‌رود

تا چه بر چاک از گریبان می‌رود

2

جوهر طبعم درخشانست لیک

روزم اندر ابر پنهان می‌رود

3

گر بود مشکل مرنج ای دل که کار

چون رود از دست آسان می‌رود

4

جز سخن کفری و ایمانی کجاست؟

خود سخن در کفر و ایمان می‌رود

5

هر شمیمی را مشامی درخور است

بوی پیراهن به کنعان می‌رود

6

آید و از ذوق نشناسم که کیست

تا رود پنداشتی جان می‌رود

7

می‌برد اما نه یک جا می‌برد

می‌رود اما پریشان می‌رود

8

هرکه بیند در رهش گوید همی

قبلهٔ آتش‌پرستان می‌رود

9

اول ماه است و از شرم تو ماه

آخر شب از شبستان می‌رود

10

بگذر از دشمن دلش سخت است سخت

آبروی تیر و پیکان می‌رود

11

کیست تا گوید بدان ایوان‌نشین

آنچه بر غالب ز دربان می‌رود؟

Sources

Persian text source: Ganjoor