غزل شمارهٔ 152
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1شوخی چشم حبیب فتنه ایام شد
11
شوخی چشم حبیب فتنه ایام شد
قسمت بخت رقیب گردش صد جام شد
22
تا تو به عزم حرم ناقه فگندی به راه
کعبه ز فرش سیاه مردمک احرام شد
33
پیچ و خم دستگاه کرد فزون حرص جاه
ریشه چو آمد برون دانه ما دام شد
44
هست تفاوت بسی هم ز رطب تا نبیذ
لذت دیگر دهد بوسه چو دشنام شد
55
ای که ترا خواستم لب ز مکیدن فگار
خود لبم اندر طلب خسته ابرام شد
66
گر همه مهری برو ور همه خشمی بخسب
صبح امید مرا روز سیه شام شد
77
ساده دلم در امید خشم تو گیرم به مهر
بوسه شود در لبم هر چه ز پیغام شد
88
همچو خسی کش شرر چهره گشایی کند
صورت آغاز ما معنی انجام شد
99
دیگرم از روزگار شکوه چه در خور بود
ناله شررتاب شد اشک جگرفام شد
1010
ای شده غالب ستای دشمنی بخت بین
خود صفت دشمنست آنچه مرا نام شد
Sources
Persian text source: Ganjoor

