بخش 1 - سر آغاز

Toggle stanza 1
هر که جان دارد و روان دارد
1

هر که جان دارد و روان دارد

واجب است آنکه درد جان دارد

2

حمد بی‌حد کردگار احد

صمد لم یلد و لم یولد

3

آنکه ذاتش بری است از آهو

الذی لا اله الا هو

4

مالک الملک قادر بی‌عیب

صانع عالم شهادت و غیب

5

ربنا جل قدره و علا

آنکه از بدو فطرت اولی

6

خلق در دست قدرت او بود

قدرتش دستبرد صنع نمود

7

صانعی، کز مطالع ابداع

او برآرد حقایق انواع

8

پس چهل طورشان در آن اشکال

برد از جا به جا و حال به حال

9

روح‌ها داد روح را زان راح

به صبوحی اربعین صباح

10

امر او بر طریق کن فیکون

هم چنان کاف نارسیده به نون

11

آفرینندهٔ زمان و مکان

در جهات طبایع و ارکان

12

خلق را در جهان کون و فساد

هست او مبدا و بدوست معاد

13

زان پدر هفت کرد و مادر چار

تا سه فرزند را بود اظهار

14

صنعش از آب و خاک و آتش و باد

جسم را طول و عرض و عمق او داد

15

زان طرف روشنی و نزدیکی

زین طرف بعد بود و تاریکی

16

چون شد از خاک تیره طینت تن

کرد امرش به نور جان روشن

Sources

Persian text source: Ganjoor