بخش 6 - مثنوی

Toggle stanza 1
ای خوش و فارغ، از غم ما پرس
1

ای خوش و فارغ، از غم ما پرس

عاشقان ضعیف را واپرس

2

عجز من بین، دعای من بپذیر

می‌توانی، به لطف دستم گیر

3

داری از عاشقان خویش ملال

خون ایشان چراست بر تو حلال؟

4

به کسی التفات کن نفسی

که ندارد به جز تو هیچ کسی

5

فارغی از درون صاحب درد

مکن، ای دوست، هرچه بتوان کرد

6

گر تو خوبی و ما ضعیف و فقیر

تابت، ای خور، ز ذره باز مگیر

7

رخ به ما می‌نما و جان می‌بخش

بر دل ریش عاشقان می‌بخش

Sources

Persian text source: Ganjoor