غزل شمارهٔ 110
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1نگارینی که با ما مینپاید
نگارینی که با ما مینپاید
به ما دلخستگان کی رخ نماید؟
بیا، ای بخت، تا بر خود بموییم
که از ما یار آرامی نماید
اگر جانم به لب آید عجب نیست
به حیله نیم جانی چند پاید؟
به نقد این لحظه جانی میکن ای دل
شب هجر است، تا فردا چه زاید؟
مگر روشن شود صبح امیدم
مگر خورشید از روزن برآید
دلم را از غم جان وا رهاند
مر از من زمانی در رباید
عراقی، بر درش امید در بند
که داند، بو که ناگه واگشاید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گهیت از آشنایان یاد ناید
چنین بیگانه بودن هم نشاید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 572
دلم را ناله سرنای باید
که از سرنای بوی یار آید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 671
یکی لحظه از او دوری نباید
کز آن دوری خرابیها فزاید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 682
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 683
چه سرو است آن که بالا مینماید
عنان از دست دلها میرباید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 274
نگفتم روزه بسیاری نپاید
ریاضت بگذرد سختی سر آید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 275
شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
چه بی نم چشم آن کز گل بزاید
Allama IqbalArmaghan-e Hijazحضور عالم انسانیبخش 5 - موت
Sources
Persian text source: Ganjoor

