غزل شمارهٔ 105
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1هرکه در بند زلف یار بود
11
هرکه در بند زلف یار بود
در جهانش کجا قرار بود؟
22
وانکه چیند گلی ز باغ رخش
در دلش بس که خار خار بود
33
وانکه یاد لبش کند روزی
تا قیامت در آن خمار بود
44
کارهایی که چشم یار کند
نه ز یاری روزگار بود
55
فتنههایی که زلفش انگیزد
همه خود نقش آن نگار بود
66
از فلک آنکه هر شبی شنوی
نالهٔ بیدلان زار بود
77
نفس عاقشان او باشد
آن کزو چرخ را مدار بود
88
یک شبی با خیال او گفتم:
چند مسکین در انتظار بود؟
99
روی بنما، که جان نثار کنم
گفت: جان را چه اعتبار بود؟
1010
تا تو در بند خویشتن مانی
کی تو را نزد دوست بار بود؟
1111
نبود عاشق آنکه جوید کام
عشق را با غرض چه کار بود؟
1212
عاشق آن است کو نخواهد هیچ
ور همه خود وصال یار بود
1313
ای عراقی، تو اختیار مکن
کانکه به بود اختیار بود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

