غزل شمارهٔ 300
Toggle stanza 1شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟
11
شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟
به جان میجویمت جانا، کجایی؟
22
همی پویم به سویت گرد عالم
همی جویم تو را هر جا، کجایی؟
33
چو تو از حسن در عالم نگنجی
ندانم تا تو چونی، یا کجایی؟
44
چو آنجا که تویی کس را گذر نیست
ز که پرسم، که داند؟ تا کجایی؟
55
تو پیدایی ولیکن جمله پنهان
وگر پنهان نهای، پیدا کجایی؟
66
ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست
چه دانم تا درین غوغا کجایی؟
77
فتاد اندر سرم سودای عشقت
شدم سرگشته زین سودا، کجایی؟
88
درین وادی خونخوار غم تو
بماندم بی کس و تنها، کجایی؟
99
دل سرگشتهٔ حیران ما را
نشانی ده رهی بنما، کجایی؟
1010
چو شیدای تو شد مسکین عراقی
نگویی: کاخر، ای شیدا، کجایی؟

