غزل شمارهٔ 97
Toggle stanza 1ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
11
ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
مینوش، که از می گره کار گشادند
22
در خود منگر، نرگس مخمور بتان بین
در کعبه مرو، چون در خمار گشادند
33
از خود بدرآ، در رخ خوبان نظری کن
در خان منشین چون در گلزار گشادند
44
بنگر که: دو صد مهر به یک ذره نمودند
از یک سر مویی که ز رخسار گشادند
55
تا باز گشادند سر زلف ز رخسار
از روی جهان زلف شب تار گشادند
66
تا مهر گیاهی ز گل تیره برآید
بر روی زمین چشمهٔ انوار گشادند
77
تا لاله رخی در چمن آید به تماشا
از چهرهٔ گل پردهٔ زنگار گشادند
88
از پرتو مل پردهٔ خورشید دریدند
وز خندهٔ گل مبسم اشجار گشادند
99
تا کرد نسیم سحر آفاق معطر
در هر چمنی طبلهٔ عطار گشادند
1010
مانا که صبا کرد پریشان سر زلفین
کز بوی خوشش نافهٔ تاتار گشادند
1111
در گوش دلم گفت صبا دوش: عراقی
در بند در خود، که در یار گشادند
1212
چشم سر اغیار ببستند ز غیرت
آنگاه در مخزن اسرار گشادند
Sources
Persian text source: Ganjoor

