غزل شمارهٔ 88
Toggle stanza 1ناگه بت من مست به بازار برآمد
ناگه بت من مست به بازار برآمد
شور از سر بازار به یکبار برآمد
بس دل که به کوی غم او شاد فروشد
بس جان که ز عشق رخ او زار برآمد
در صومعه و بتکده عشقش گذری کرد
مؤمن ز دل و گبر، ز زنار برآمد
در کوی خرابات جمالش نظر افگند
شور و شغبی از در خمار برآمد
در وقت مناجات خیال رخش افروخت
فریاد و فغان از دل ابرار برآمد
یک جرعه ز جام لب او میزدهای یافت
سرمست و خرامان به سر دار برآمد
در سوختهای آتش شمع رخش افتاد
از سوز دلش شعلهٔ انوار برآمد
باد در او بر سر آتش گذری کرد
از آتش سوزان گل بی خار برآمد
ناگاه ز رخسار شبی پرده برانداخت
صد مهر ز هر سو به شب تار برآمد
باد سحر از خاک درش کرد حکایت
صد نالهٔ زار از دل بیمار برآمد
کی بو که فروشد لب او بوسه به جانی؟
کز بوک و مگر جان خریدار برآمد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
امسال در این خرقه زنگار برآمد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 639
آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
امسال در این خرقه زنگار برآمد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 650
سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد
غلغل ز گل و لاله به یک بار برآمد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 214
روزی بت من مست به بازار برآمد
گرد از دل عشاق بهیکبار بر آمد
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 144
عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
فریاد ز کفار به یک بار برآمد
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 279
ناگه بت من مست به بازار برآمد
شور از سر بازار به یکبار برآمد
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 89
Sources
Persian text source: Ganjoor

