غزل شمارهٔ 117
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1مرا درد تو درمان مینماید
11
مرا درد تو درمان مینماید
غم تو مرهم جان مینماید
22
مرا، کز جام عشقت مست باشم
وصال و هجر یکسان مینماید
33
چو من تن در بلای عشق دادم
همه دشوارم آسان مینماید
44
به جان من غم تو، شادمان باد،
هر آن لطفی که بتوان مینماید
55
اگر یک لحظه ننماید مرا سوز
دگر لحظه دو چندان مینماید
66
دلم با اینهمه انده، ز شادی
بهار و باغ و بستان مینماید
77
خیالت آشکارا میبرد دل
اگر روی تو پنهان مینماید
88
لب لعل تو جانم مینوازد
بنفشه آب حیوان مینماید
99
ندانم تا چه خواهد فتنه انگیخت؟
که زلفش بس پریشان مینماید
1010
به دوران تو زان تنگ است دلها
که حسن تو فراوان مینماید
1111
چو ذره در هوای مهر رویت
عراقی نیک حیران مینماید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

