Toggle stanza 1
بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است
1

بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است

شوخی طبع رسا امواج بیتاب من است

2

صاف معنی‌کرد مستغنی ز درد صورتم

چون بط می باطن من عالم آب من است

3

شور شوقم پردهٔ آهنگ‌ساز بیخودیست

نالهٔ‌من چون سپند افسانهٔ‌خواب‌من است

4

در صفای حیرتم محو است نقش‌کاینات

این‌کتان‌گمگشتهٔ آغوش مهتاب من است

5

تاکمان وحشتم در قبضهٔ وارستگی‌ست

دورگردیها ز مردم تیر پرتاب من است

6

جبهه‌ام فرش سجود اهل تسلیم است و بس

قامتی در هرکجا خم‌گشت محراب من است

7

گوشهٔ امنی ز چشم بسته دارم چون حباب

گرنظروامی‌کنم بر خویش سیلاب من است

8

گشت اظهار هنر بی‌آبروییهای من

جوهرم چون آینه رنگ ته آب من است

9

جامی از خمخانهٔ عرفان به دست آورده‌ام

صاف‌گردیدن ز هستی بادهٔ ناب من است

10

غفلتم بیدل عیار امتحان هوشهاست

همچو محمل‌دام‌خواب دیگرن‌خواب‌من است

Sources

Persian text source: Ganjoor