غزل شمارهٔ 2714
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازی
نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازی
حیا از رنگ تمکین تو با گوهر کند بازی
اگر بیند هجوم خط به دور شکّر لعلش
ز حسرت مور جوهر در دم خنجر کند بازی
به دوران تو گردون مهرهٔ سیاره میچیند
بفرما چشم فتان را که تا ابتر کند بازی
به بزم بیقراری مشرب عیش شرر دارم
من و اشکی که چون اطفال با اخگر کند بازی
اگر تحریر خط دلفریبش سر کنم بیدل
زبان کلک خشک من به مشک تر کند بازی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
ز شور قلزم ما در صدف گوهر کند بازی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6766
به گلزاری که آن شوخ پریپیکر کند بازی
غبارم چون پر طاووس گل بر سر کند بازی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2709
تبسم از لبت چون موج در گوهر کند بازی
نسیم از طرهات چون فتنه در محشر کند بازی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2710
درین مکتب که باز آن طفل بازیگر کند بازی
که از علم آنچه تعلیمش دهی از برکند بازی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2711
گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازی
می تمکین همان در ساغر گوهر کند بازی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2712
من و دیوانهخو طفلی که هر جا سر کند بازی
دو عالم رنگ بر هم چیند و ابتر کند بازی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2713
Sources
Persian text source: Ganjoor

