غزل شمارهٔ 2711

Toggle stanza 1
درین مکتب‌ که باز آن طفل بازیگر کند بازی
1

درین مکتب‌ که باز آن طفل بازیگر کند بازی

که از علم آنچه تعلیمش دهی از برکند بازی

2

به قانون ادب سازان بزم دل چه پردازد

هوس مستی‌ که جای باده در ساغر کند بازی

3

نشاط طبع در ترک تکلف بیش می‌باشد

به خاک از فرش زرین طفل رنگین تر کند بازی

4

اسیر چرخم و شد عمرها کز شوق می‌خواهم

سپندم یک تپش بیرون این مجمرکند بازی

5

نمی‌دانم چه پردازد هوس در خانهٔ گردون

مگر باگردکانی چند ازین اخترکند بازی

6

به غیر از سوختن چیزی ندارد فرصت‌ کارت

شرر اول به دود آخر به خاکستر کند بازی

7

به خاک ز لهو مفکن جوهر پرداز همت را

کبوتر مایل پستی‌ست هرگه سرکند بازی

8

بدو نیک جهان رقاص وهم هستی است اما

کجا رندی‌کزین بازیچه بیرونترکند بازی

9

نگه‌گر نیستی اشکی شو و از خویش بیرون آ

چو مژگان چند پروازت به بال و پرکند بازی

10

قد پیری نمودارست طفلی تا به‌کی بیدل

کچه در خاک پنهان‌کن مبادت ترکند بازی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor