غزل شمارهٔ 1706
Toggle stanza 1هستی چو صبح قابل ضبط نفس مگیر
11
هستی چو صبح قابل ضبط نفس مگیر
پرواز پرگشاست، تو چاک قفس مگیر
22
تسلیم باش، با غم خیر و شرت چکار
خود را به کار عشق فضول و هوس مگیر
33
لذت پرست مایدهٔ فضل بودن است
سلوی و من از آیهٔ سیر و عدس مگیر
44
بیانتظار در حق نعمت ستم مکن
یعنی تمتع از ثمر زودرس مگیر
55
تمکین خرام قافلهٔ اعتبار باش
دل برهوا منه پی صورت جرس مگیر
66
ترسم به خود ز ننگ گرفتن فرو روی
زنهار از طمع چو نگین نامکس مگیر
77
در پلهٔ ترازوی انصاف میل نیست
ای نوبهار عدل کم خار و خس مگیر
88
آیینه پایمال تغافل، قیامت است
تمثال از حضور تو داریم پس مگیر
99
عنقا هزار رنگ پرافشان قدرت است
گر محرمی کلاغ به بال مگس مگیر
1010
بیدل به این کدورت اگر ساز زندگیست
آیینه گر شوی سر راه نفس مگیر
Sources
Persian text source: Ganjoor

