غزل شمارهٔ 2355

Toggle stanza 1
جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیم
1

جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیم

عبرت نگهی ‌کاشت ‌که آیینه درودیم

2

در زیر فلک بال نگه وا نتوان ‌کرد

عمریست ‌که واماندهٔ این حلقهٔ دودیم

3

فریاد که درکشمکش وهم تعلق

فرسود رگ ساز و جنونی نسرودیم

4

عبرتکدهٔ دهر غبار هوسی داشت

ما نیز نگه‌واری ازین سرمه ربودیم

5

پیدایی ما کَون و مکان از عدم آورد

جا نیز نبوده‌ست به جایی‌ که نبودیم

6

آیینه جز آرایش تمثال چه دارد

صفریست تحیر که بر آن جلوه فزودیم

7

از شور دل‌گمشده سرکوب جرس شد

دستی ‌که به یاد تو درین مرحله سودیم

8

از جادهٔ تسلیم گذشتن چه خیال است

چون شمع ز سر تا قدم احرام سجودیم

9

فرداست‌ که باید ز دو عالم مژه بستن

گر یک دو سه روزی به تماشا نغنودیم

10

بیدل چه خیالست ز ما سعی اقامت

دیریست چو فرصت به ‌گذشتن همه زودیم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor