غزل شمارهٔ 612
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1دل بهسعی آبگردیدن طرب پیمانه است
دل بهسعی آبگردیدن طرب پیمانه است
خودگدازی تردماغیهای این دیوانه است
هرکجا نازیست ایجاد نیازی میکند
خط، چراغ حسن را جوش پرپروانه است
نالهها در دل گره دارم به ناموس وفا
ریشهامچون موجگوهر در طلسمدانه است
عضو عضوم نشئهٔکیفیت مژگان اوست
دست اگر بر هم فشانم لغزش مستانه است
تا نمیری رمزاین معنی نگردد روشنت
کاشنای زندگی از عافیت بیگانه است
ازکجاندیشاننشانمردمیجستن خطاست
چشمکی داردکمان هرچند صاحبخانه است
مگذرید، ای میکشان از فیض تعلیم جنون
حلقهٔ زنجیر سرمشق خط پیمانه است
دست رد، پرداز امان تماشا میشود
طرهٔ تار نگه را مو مژگان شانه است
غفلت منکم نشد از سرگذشت رفتگان
چون ره خوابیدهام آواز پا افسانه است
عالم امکان ندرد از حوادث چارهای
در هجومگرد سیل آبادن ویرانه است
چونحباب،آخر،نفسآشوبهستی میشود
خانهٔ ما سیل بنیادش هوای خانه است
ما به اولگام از تمهید وحشت جستهایم
بیدل اینجا چین دامن بجد طفلانه است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بحث با جاهل ، نه کارِ مردمِ فرزانه است
هر که با اطفال می گردد طرف دیوانه است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1177
این که روزی بی تردد می رسد افسانه است
پنجه کوشش کلید رزق را دندانه است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1178
بوسه گاه جان ما آخر لب پیمانه است
خاک ما چون درد می در گوشه میخانه است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1179
گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
عالم از کیفیت حسن تو یک میخانه است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1180
هر که غافل را نصیحت می کند دیوانه است
خواب غفلت برده را طبل رحیل افسانه است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1181
بسکه در بزم توام حسرت جنون پیمانه است
هرکه را رنگی بگردد لغزش مستانه است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 611
Sources
Persian text source: Ganjoor

