غزل شمارهٔ 612

Toggle stanza 1
دل به‌سعی آب‌گردیدن طرب پیمانه است
1

دل به‌سعی آب‌گردیدن طرب پیمانه است

خودگدازی تردماغیهای این دیوانه است

2

هرکجا نازی‌ست ایجاد نیازی می‌کند

خط، چراغ حسن را جوش پرپروانه است

3

ناله‌ها در دل گره دارم به ناموس وفا

ریشه‌ام‌چون موج‌گوهر در طلسم‌دانه است

4

عضو عضوم نشئهٔ‌کیفیت مژگان اوست

دست اگر بر هم فشانم لغزش مستانه است

5

تا نمیری رمزاین معنی نگردد روشنت

کاشنای زندگی از عافیت بیگانه است

6

ازکج‌اندیشان‌نشان‌مردمی‌جستن خطاست

چشم‌کی داردکمان هرچند صاحبخانه است

7

مگذ‌رید، ای می‌کشان از فیض تعلیم جنون

حلقهٔ زنجیر سرمشق خط پیمانه است

8

دست رد، پرداز امان تماشا می‌شود

طرهٔ تار نگه را مو مژگان شانه است

9

غفلت من‌کم نشد از سر‌گذشت رفتگان

چون ره خوابیده‌ام آواز پا افسانه است

10

عالم امکان ندرد از حوادث چاره‌ای

در هجوم‌گرد سیل آبادن ویرانه است

11

چون‌حباب‌،‌آخر،‌نفس‌آشوب‌هستی می‌شود

خانهٔ ما سیل بنیادش هوای خانه است

12

ما به اول‌گام از تمهید وحشت جسته‌ایم

بیدل اینجا چین دامن بجد طفلانه است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…