غزل شمارهٔ 708
Toggle stanza 1ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست
11
ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست
به غیر خاک شدن هرچه هست بیادبیست
22
ز بیقراری نبض نفس توان دانست
که عمرآهوی وحشتکمند بیسببیست
33
خمار جام تسلی شکستن آسان نیست
ز ناله تا به خموشی هزار تشنهلبیست
44
تغافل، آینهدار تبسم است اینجا
به عرض چین نتوانگفت ابروش غضبیست
55
به فهم مطلب موهوم ماکه پردازد
زبان عجزفروشان مدعا عربیست
66
دلیگداخته برگ نشاط امکان است
کبابها جگریکن شراب ما عنبیست
77
اسیر شانه و حیران سرمهای زاهد
کجاستعصمت وکو عفت این همه جلبیست
88
هنوز موی سفیدش به شیر میشویند
فریب جبه و دستار چند؟ شیخ صبیست
99
زپشت وروی ورق هرچه هست باید خواند
کدامعیش و چهکلفت، زمانه روزو شبیست
1010
چوصبح بهکه به صد رنگ شبنمآب شویم
کفی غبار و غرور نفس حیاطلبیست
1111
چو موج اگر همه تسلیمگلکنی بیدل
هنوزگردن تمهید دعویات عصبیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

