غزل شمارهٔ 707
Toggle stanza 1نه ما را صراحی نه پیمانه ایست
11
نه ما را صراحی نه پیمانه ایست
دل و دیده غوغای مستانه ایست
22
ز دل ششجهت شیشهها چیدهاند
جهان حلب خوش پریخانهایست
33
به هرگردبادیکزین دشت و در
تامل کنی هوی دیوانه ایست
44
گر این است سنگینی خواب ما
خروش قیامت هم افسانه ایست
55
درین انجمن فرصت ما و من
همان قصهٔ عشق و پروانهایست
66
قناعت به گوشت نگفت ای صدف
که در جیب لب بستنت دانهایست
77
رفیقان تلاشی که آنجا رسیم
درین دشت دل نام وبرانهایست
88
مباشید غافل ز وضع جنون
به هر زلف آشفتگی شانهایست
99
ز تحقیق خود هیچ نشکافتیم
سرم در گریبان بیگانه ایست
1010
چو بیدل توان از دو عالمگذشت
اگر یک قدم جهد مردانهایست
Sources
Persian text source: Ganjoor

