غزل شمارهٔ 2122
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1تا درتن باغگل افشان نموگردیدم
11
تا درتن باغگل افشان نموگردیدم
رنگی آوردم و گرد سر او گردیدم
22
جز شکستم ننمودند درین دیر هوس
بارها آینهٔ جام و سبو گردیدم
33
سبزهام چون مژه ساغرکش سیرابی نیست
زبن چه حاصلکه مقیم لب جوگردیدم
44
حیرتم میبرد از خویش که چون ساغر رنگ
به چه امید شکستم، به چه رو گردیدم
55
فرصت سلسلهٔ زلف درازست اینجا
من به یک موی میان تو، دو مو گردیدم
66
خامشی هم چقدر نسخهٔ تحقیق گشود
که من آیینهٔ اسرار مگو گردیدم
77
خاک ناگشته ز شور من و ما نتوان رست
سرمه جوشیدم و سرکوب گلو گردیدم
88
چون سحر نیز جهان تهمت جولان منست
نفسی بود که در پردهٔ اوگردیدم
99
خجلت سجدهٔ خاک در او کرد مرا
آنقدر آب که سامان وضوگردیدم
1010
پیکرم غوطه به صد موجگهر زد بیدل
خوش غبار هوس آن سر کو گردیدم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

