غزل شمارهٔ 2357
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1درکارگاه تحقیق غیر از عدم نبودیم
11
درکارگاه تحقیق غیر از عدم نبودیم
امروز از تو باغیم دی خاک هم نبودیم
22
از ما چه خواهد انصاف جز عرض بینشانی
آیینهٔ سکندر یاجام جم نبودیم
33
نی دیرجای ما شد نیکعبه متکا شد
در هرکجا رسیدیم ثابت قدم نبودیم
44
همت چه سر فرازد اندیشه بر چه نازد
اینجا صمد نگشتیم آنجا صنم نبودیم
55
پرواز تاکجاها شهرت طرازد از ما
در آشیان عنقا طبل و علم نبودیم
66
شایستهٔ هنر را کس از وطن نراند
در ملک نیستی هم پر محتشم نبودیم
77
در عرصهٔ تخیل گرد حدوث تا کی
ای غافل اینقدرها ننگ قدم نبودیم
88
اکنون به قدر امواج باید قلم به خون زد
تا چشمه درنظربود عبرت رقم نبودیم
99
نام طلوع خورشید شهرت نمای صبحست
تا او نکرد شوخی ما متهم نبودیم
1010
ناقدردانی از ما پوشید چشم یاران
هر چند خاک بودیم از سرمه کم نبودیم
1111
تا در خیال جاکرد تمییز آب وگوهر
بیدل من و تو گویا هرگز به هم نبودیم
Sources
Persian text source: Ganjoor

