Toggle stanza 1
عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست
1

عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست

در هر مکان چو نقش نگین جای ‌من تهیست

2

بی‌حرف ساز صوت و صداگل نمی‌کند

زین ‌جا مبرهن‌ است که این ‌انجمن تهیست

3

چشم‌حریص و سیری جاه‌، این‌.چه ممکن است

هرچند شمع نور فشاند لگن تهیست

4

این خانه‌ها که خار و خس انبار حرص ماست

چون حلقه‌های در همه بی‌رفتن تهیست

5

بر رمز کارگاه سخن پی نبرد‌ایم

تاکی زبان زپرده بگوید دهن تهیست

6

ضبط نفس غنیمت عشرت شمردنست

گر بوی گل قفس شکند این چمن تهیست

7

عمری‌ست ‌گوش خلق ز افسون ما و من

انباشته‌ست پنبه و جای سخن تهیست

8

ناموس شمع‌ کشته به فانوس واگذار

دستی‌ کز آستین به در آرم ز من تهیست

9

می در قدح ز بیکسی شیشه غافل است

چندان‌که غربت است پر از ما، وطن تهیست

10

نتوان به هیچ‌ پرده سراغ وصال یافت

بیدل‌ ز بوی یوسف ما پیرهن تهیست

Sources

Persian text source: Ganjoor