Toggle stanza 1
کی در قفس و دام هوا و هوس افتم
1

کی در قفس و دام هوا و هوس افتم

آن شعله نی‌ام من ‌که به هر خار و خس افتم

2

در قطره‌ام انداز محیطست پر افشان

حیف است کز افسون گهر در قفس افتم

3

از بی نفسی‌ کم نشود ربط خروشم

در قافلهٔ حیرت اگر چون جرس افتم

4

بیقدر نی‌ام ‌گر به چمن سازی تسلیم

در خاک به رنگ ثمر پیش رس افتم

5

رسوایی عاشق به ره یار بهشتی است

ای‌ کاش درین‌ کوچه به چنگ عسس افتم

6

اندیشهٔ تغییر وفا هوش گداز است

ترسم ‌که رود عشق و به دام هوس افتم

7

چون شانه به این سعی نگون درخم زلفت

چندان که قدم پیش نهم باز پس افتم

8

از بس که دو تا گشته‌ام از بار ضعیفی

خلخال شمارد چو به پای مگس افتم

9

فریاد نفس سوختگان عجز نگاهیست

ای وای‌ که دور از تو به یک ناله‌رس افتم

10

چون صبح اگر دم زنم از جرات هستی

از شرم شوم آب و به فکر نفس افتم

11

سر تا قدمم نیست به جز قطرهٔ اشکی

عالم همه یارست به پای چه ‌کس افتم

12

طاووس ز نقش پر خود دام به دوش است

بیدل چه عجب‌ گر ز هنر در قفس افتم

Sources

Persian text source: Ganjoor