Toggle stanza 1
احتیاجم خجلت از احباب برد
1

احتیاجم خجلت از احباب برد

سوخت دل تا رخت درمهتاب برد

2

عمر رفت و آهی از دل‌ گل نکرد

ساز من آب رخ مضراب برد

3

آه عیش‌ گوشهٔ فقرم نماند

سایهٔ دیوار رفت و خواب برد

4

آینه آخر به صیقل‌گشت‌گم

بسکه رفتم خانه را سیلاب برد

5

داشتم تحریر خجلت‌نامه‌ای

تا کنم تکلیف قاصد آب برد

6

بی‌غرض خلقی ازین حرمان‌سرا

رفت و داغ مطلب نایاب برد

7

غنچه‌ها شرم از شکفتن باختند

خنده آخر زین چمن آداب برد

8

قامت خم عجز می‌خواهد ز ما

سجده باید پیش این محراب برد

9

محرم سیر گریبان کس مباد

زورق ما را که در گرداب برد

10

برکه نالم بیدل از بیداد چرخ

خواب من آواز این دولاب برد

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…