غزل شمارهٔ 2684
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی
11
به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی
تو فطرت عدمی از عدم چه فهمیدی
22
نظر بر اوج سپهرت بلند تاخت چه دید
سرت به زانو اگر گشت خم چه فهمیدی
33
زبان به حرف گشودی چه بود آهنگت
دو لب دمی که رساندی بهم چه فهمیدی
44
هزار رنگ خطت ریخت از زبان لیکن
کسی نگفت ترا ای قلم چه فهمیدی
55
به رشتههای نفس نغمهای جز ارّه نبود
ازین ترانه که گفتی منم چه فهمیدی
66
بلند و پست تو چون شمع دودی و داغیست
به سر چه دیدی و زیر قدم چه فهمیدی
77
قفای سایه دویدی ز شخص شرمت باد
دل آب گشت ز دیر و حرم چه فهمیدی
88
سواد معنی و صورت ز فهم مستغنیست
صمد اگر صمد است از صنم چه فهمیدی
99
بغیر وهم که در درسگاه فطرت نیست
منت به هیچ قسم میدهم چه فهمیدی
1010
فرامشی سبقم کیست تا ازو پرسم
که من به یاد تو گر آمدم چه فهمیدی
1111
چنین که بیدل ما نارسای عرفان ماند
مباد غرهٔ دانش تو هم چه فهمیدی
Sources
Persian text source: Ganjoor

