غزل شمارهٔ 2008
Toggle stanza 1از بسکه چون نگه زتحیر لبالبم
از بسکه چون نگه زتحیر لبالبم
یک پر زدن به ناله ندادهست جا لبم
جرأت مباد منکر عجز سپند من
کم نیست اینکه سرمه کشید از صدا لبم
صد رنگ ناله در قفس یأس میتپد
کو گوش رغبتی که شود نغمهزا لبم
کلفت نقاب عافیت غنچه میدرد
ترسم فشار دل کند از هم جدا لبم
خاکسترم اگر تب شوقت دهد به باد
تبخال را هنوز حسابیست با لبم
نام ترا که گوهر دریای مدعاست
دارد صدف صفت به دو دست دعا لبم
بیدوست زندگی به عرق جام میزند
تر کرده است خجلت آب بقا لبم
زینسان که ناله هرزه درای تظلمست
ترسم به خامشی نبرد التجا لبم
این شیشهٔ هوس که دلش نامکردهاند
در خون گشوده است ره خنده تا لبم
رنگم چو گل هزار گریبان دریده است
زین بیشتر چه ناله کنم بینوا لبم
زین قفل زنگ بسته مگویید و مشنوید
خون شد کلید آه و نگردید وا لبم
بیدل خموشیام ز فنا میدهد خبر
آگه نیام که این لب گور است یا لبم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هرگز نشد به حرف غرض آشنا لبم
آسوده است از دل بی مدعا لبم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5787
هر چند از گهر صدف آسا لبالبم
نتوان به تیغ ساختن از هم جدا لبم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5788
چون زخم تازه دوخته ز خون لبالبم
ای وای اگر به شکوهٔ او آشنا لبم
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 501
یک چشم حیرت است زسرتا به پا لبم
یارب به روی نامکهگردید وا لبم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2009
Sources
Persian text source: Ganjoor

