غزل شمارهٔ 2537
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1چنین کشتهٔ حسرت کیستم من؟
11
چنین کشتهٔ حسرت کیستم من؟
که چون آتش از سوختن زیستم من
22
نه شادم نه محزون، نه خاکم نه گردون
نه لفظم نه مضمون، چه معنیستم من؟
33
نه خاک آستانم، نه چرخ آشیانم
پری میفشانم، کجاییستم من؟
44
اگر فانیام, چیست این شور هستی؟
وگر باقیام، از چه فانیستم من؟
55
بناز ای تخیل، ببال ای توهم
که هستی گمان دارم و نیستم من
66
هوایی در آتش فکندهست نعلم
اگر خاک گردم، نمیایستم من
77
نوایی ندارم نفس میشمارم
اگر ساز عبرت نیام، چیستم من؟
88
بخندید ای قدردانان فرصت
که یک خنده برخویش نگریستم من
99
در این غمکده کس ممیراد یارب
به مرگی که بیدوستان زیستم من
1010
جهان گو به سامان هستی بنازد
کمالم همین بس که من نیستم من
1111
به این یک نفس عمر موهوم بیدل
فناتهمت شخص باقیستم من
Sources
Persian text source: Ganjoor

