غزل شمارهٔ 732
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1چارهٔ دردسر دیر محبت جلیست
11
چارهٔ دردسر دیر محبت جلیست
شمع صفت عمرهاست قشقهٔ ما صندلیست
22
رابط اجزای وهم یک مژه بربستن است
تا به دوچشم استکار علم و عیان احولیست
33
آینهٔ راز دل آن همه روشن نشد
چاکگریبان همین یک دو الف صیقلیست
44
بهکه ؛ لب نگذرد زمزمهٔ احتیاج
خون قناعت مریز ناله رگ ممتلیست
55
نام تکلف مباد ننگ تک وتاز مرد
ششجهتت خواب پاستکفش اگر مخملیست
66
کلفت فردا همان دی شمر آزاد باش
آنچه به تفصیل آن منتظری مجملیست
77
مطرب دلگر زند زخمه به قانون شوق
صور به صد شور حشر زمزمهٔ یللیست
88
لمعهٔ مهر ازل تا نفرازد علم
ای به دلایل مثل نور شبت مشعلیست
99
بر خط تحریرعشق شورحواشی مبند
متن رموز ادب از لب ما جدولیست
1010
بیدل از اسرارعشقگوش ولب آگاه نیست
فهمکن ودم مزن حرف نبی یا ولیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

