غزل شمارهٔ 1242

Toggle stanza 1
باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشد
1

باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشد

ناله‌ای تا می‌کشم طاووس‌گردن می‌کشد

2

بسکه استحقاق‌گرد بی‌پر و بالم رساست

هرکه دامان تو می‌گیرد سوی من می‌کشد

3

بیش ازین نتوان چراغ رنگ ناز افروختن

خامهٔ تصویر بادام تو روغن می‌کشد

4

ناله اندوه گرانی برنمی‌دارد ز دل

سنگ این کوه از صدا ناز فلاخن می‌کشد

5

شمع این محفل نی‌ام اما به ذوق تیغ او

تا نفس دارم سری دارم که گردن می‌کشد

6

پیرو سعی تجرد درنمی‌ماند به عجز

رشته از هر پیرهن خود را به سوزن می‌کشد

7

اعتبار اهل ظلم از عالم اقبال نیست

آتش‌آلود است آن آبی ‌که آهن می‌کشد

8

تنگ بر دیوانه شد دشت و در از عریان‌تنی

کیست فهمد بی‌گریبانی چه دامن می‌کشد

9

ماهی دریای وهمیم‌، آه از تدبیر پوچ

مغز آماج‌ خدنگ و پوست جوشن می‌کشد

10

عمرها شد سرمه‌سای‌کارگاه عبرتیم

خاکساری انتقام ما ز دشمن می‌کشد

11

سایه‌را بیدل ز قطع‌ دشت ‌و در تشویش نیست

محمل تسلیم دوش آرمیدن می‌کشد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor