غزل شمارهٔ 170
Toggle stanza 1فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را
مهی مریخچشم ارزد، چراغ آن جهانی را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 56
به عصیان مگذران زنهار ایام جوانی را
مکن صرف زمین شور، آب زندگانی را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 442
مده از دست در پیری شراب ارغوانی را
شراب کهنه از دل می برد یاد جوانی را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 443
به آهی می توان از خود برآوردن جهانی را
که یک رهبر به منزل می رساند کاروانی را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 444
بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را
من از ذوق حضوری طول دادم داستانی را
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 51
در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را
پس از مدت شنیدم نغمه های ساربانی را
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 60
به پایان محبت یاد می آرم زمانی را
که دل عهد وفا نابسته دام دلستانی را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 23
پس از کشتن به خوابم دید نازم بدگمانی را
به خود پیچد که هی هی دی غلط کردم فلانی را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 24
کجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را
به قدر روز محشر طول دادی هر زمانی را
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 58
بههستی انقطاعی نیست از سر سرگرانی را
نفس باشد رگ خواب پریشان زندگانی را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 168

