غزل شمارهٔ 1115
Toggle stanza 1گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
11
گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
سرمشق رم از عالم اسباب نگیرد
22
با تشنه لبی ساز و مخور آبی از این بحر
تا حلق تو را تنگ چو گرداب نگیرد
33
آن دل که تپیدن فکند قرعهٔ وصلش
حیف است که آیینه به سیماب نگیرد
44
محتاج کریمان نشود مفلس قانع
سرچشمهٔ آیینه زبحرآب نگیرد
55
صیّاد اسیران محبّت خم ابروست
کس ماهی این بحر به قلاب نگیرد
66
از نور هدایت نبرد بهره سیهبخت
چون سایه که رنگ از گل مهتاب نگیرد
77
دل مست جنون است بگویید خرد را
امروز سراغ من بیتاب نگیرد
88
از بس به مراد دو جهان دست فشاندم
گر زلف شوم دامن من تاب نگیرد
99
منظور حیا ضبط نگاهیست و گر نه
سر پنجهٔ مژگان بتان خواب نگیرد
1010
در حلقهٔ خامش نفسان در دل باش
تا هیچکست نکته در این باب نگیرد
1111
هنیاد تو تا چند شود سدّ ره عمر
بیدل کف خاکی ره سیلاب نگیرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

