Toggle stanza 1
به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد
1

به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد

خمار اگر عسس آید برون ‌که مست نگیرد

2

بساز با دل خرسندی از جهان تعین

که چون‌ کلاهش اگر بشکنی شکست نگیرد

3

به رنگی آینه پردازده‌ که تا به قیامت

جریده‌ات چو عدم نقش هرچه هست نگیرد

4

گشاد دست‌و دل است انجمن‌طرازی مشرب

کس این قدح به‌کف آستین‌پرست نگیرد

5

دگر امید چه دارد به صیدگاه تخیل

کسی‌ که ماهی بحر گمان به شست نگیرد

6

کجاست جز سر تسلیم ما به راه محبت

فتاده‌ای که کسش جز غبار دست نگیرد

7

به صیدگاه طلب مگسل از رسایی همت

که غیر عقدهٔ دل رشته چو‌ن ‌گسست نگیرد

8

ندید قطره ز قعر محیط غیر فسردن

چه ممکن است‌که دل در جهان پست نگیرد

9

سیه مکن ورق امتحان آینه بیدل

که مشق خامهٔ سعی نفس نشست نگیرد

Sources

Persian text source: Ganjoor