Toggle stanza 1
کیست‌ کز جهد به آن انجمن ناز رسد
1

کیست‌ کز جهد به آن انجمن ناز رسد

سرمه‌گردیم مگر تا به تو آواز رسد

2

درخور غفلت دل دعوی پیدایی ماست

همه محویم‌گر آیینه به پرداز رسد

3

حذر ای شمع ز تشویش زبان‌آرایی

که مبادا سر حرفت به لب‌گاز رسد

4

ما و من آینه‌دار دو جهان رسوایی‌ست

هستی آن عیب نداردکه به غمّاز رسد

5

سر به جیب از نفس شمع عرق می‌ریزد

یعنی آب است نوایی که به این ساز رسد

6

حشر آتش همه‌جا آینهٔ سوختن است

آه از انجام غروری که به آغاز رسد

7

هستی‌ام نیستی انگاشتنی می‌خواهد

ورنه آن رنگ ندارم که به پرواز رسد

8

خاکساری اثر چون و چرا نپسندد

عجز بر هرچه زند سرمه به آواز رسد

9

مدعی درگذر از دعوی طرز بیدل

سحر مشکل که به کیفیت اعجاز رسد

Sources

Persian text source: Ganjoor