غزل شمارهٔ 1157
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1کیست کز جهد به آن انجمن ناز رسد
11
کیست کز جهد به آن انجمن ناز رسد
سرمهگردیم مگر تا به تو آواز رسد
22
درخور غفلت دل دعوی پیدایی ماست
همه محویمگر آیینه به پرداز رسد
33
حذر ای شمع ز تشویش زبانآرایی
که مبادا سر حرفت به لبگاز رسد
44
ما و من آینهدار دو جهان رسواییست
هستی آن عیب نداردکه به غمّاز رسد
55
سر به جیب از نفس شمع عرق میریزد
یعنی آب است نوایی که به این ساز رسد
66
حشر آتش همهجا آینهٔ سوختن است
آه از انجام غروری که به آغاز رسد
77
هستیام نیستی انگاشتنی میخواهد
ورنه آن رنگ ندارم که به پرواز رسد
88
خاکساری اثر چون و چرا نپسندد
عجز بر هرچه زند سرمه به آواز رسد
99
مدعی درگذر از دعوی طرز بیدل
سحر مشکل که به کیفیت اعجاز رسد
Sources
Persian text source: Ganjoor

